|
بسیاری از کارآفرینان به پیچیدگی کار قیمتگذاری آگاه نیستند و با اتخاذ شیوههای قیمتگذاری اتفاقی، شرکت خود را در معرض تهدید قرار میدهند. تصمیمگیری در مورد سیاستهای قیمتگذاری یکی از مهمترین عواملی است که سود را تحت تأثیر قرار میدهد. کارآفرین باید دقت داشته باشد که قیمت باید با تصویری که مشتری از ارزش محصول دارد، متناسب باشد. اگر مشتری احساس کند که قیمت اقلام در برابر ارزش آنها بالاست، شرکت ضرر خواهد کرد. در حقیقت یک بازه قیمت قابل قبول وجود دارد که حداقل آن هزینه تولید و حداکثر آن ماکزیمم قیمت قابل قبول برای مشتری است. قیمت محصول باید در این بازه قرار گیرد ومحل دقیقتر قیمت را استراتژی قیمتگذاری کارآفرین مشخص کند.
اهداف قیمتگذاری ۱- پوشش دادن تمامی هزینهها ۲- تضمین سود آوری ۳- حفظ قابلیت رقابتی بودن ۴- دلسرد کردن سایر شرکتها از ورود به بازار ۵- ایجاد یک تصویر با کیفیت از محصول ۶- اختصاص سهمی از بازار به محصول ۷- پایدار بودن قیمت در طول زمان عوامل مهم در تعیین قیمت ۱- آیا محصول منحصر بفرد است؟ ۳- آیا کارآفرینان دیگر میتوانند به راحتی محصول را کپی کنند؟ ۳- آیا محصول حمایت شده است؟ (دارای حق امتیاز، علامت تجاری و …) ۴- آیا محصول یک مد زود گذر است؟ ۵- مشتریان میل دارند چقدر برای آن بپردازند؟ ۶- تقاضای محصول چقدر است؟ ۷- عادات و انگیزههای خرید مشتریان چیستند؟ ۸- آیا مشتریان برای خرید محصول جستجو میکنند تا ارزانترین و مناسبترین را برگزینند؟ ۹- مشتریان چقدر از قیمتها اطلاع دارند؟ ۱۰- رقبا نسبت به این قیمت چگونه عکسالعمل نشان میدهند؟ ۱۱- چه کالاهایی جانشین در دسترس مشتریان هستند؟ با توجه به پاسخ سؤالات بالا، کارآفرینان میتوانند از استراتژیها و تکنیکهای قیمتگذاری مختلفی در هنگام رویارویی با موقعیتهای مختلف استفاده نمایند. به عنوان مثال استراتژی قیمتگذاری برای محصول جدیدی که به بازار معرفی میشود، با استراتژی قیمتگذاری که شرکت در زمان افزایش سهم بازار خود استفاده میکند، متفاوت است. استراتژیهای قیمتگذاری - قیمتگذاری افزون بر هزینه: یکی از معمولترین روشهای قیمتگذاری این است که به سادگی درصد مشخصی را به هزینه محصول اضافه مینمایند تا سود قابل قبولی به دست آید. یکی از نقایص این روش آن است که اختصاص دادن هزینههای مرتبط به هر کالا در بعضی موارد مشکل است. از دیگر نقایص این روش در نظر نگرفتن کشش تقاضا و در نظر نگرفتن رقابت است. این روش بین هزینههای سربار و سایر هزینهها تفاوتی قائل نمیشود و بنابراین تولیدکننده جهت استفاده بهینه از منابع موجود تحریک نمیشود. تصمیمگیری در مورد سود عادلانه و مناسب هم کار آسانی نیست. مزیت این روش سادگی آن است.
- قیمتگذاری رقابتی: اگر بین محصولات یا خدمات تمایز عمدهای وجود ندارد، صاحبان کسب و کار جدید احتمالاً مجبور خواهند بود که قیمتی در حدود قیمت رقبا برای محصول خود مطالبه نمایند.
- قیمتگذاری شأن دهنده: زمانی که مصرفکننده قادر به ارزیابی کیفیت محصول نیست، معمولاً کیفیت محصول را با قیمت آن متناسب میداند. این حالت زمانی اتفاق میافتد که شرط زیر وجود داشته باشند:
۱- جمعآوری اطلاعات درباره قیمت برای مشتری آسانتر از جمعآوری اطلاعات درباره کیفیت باشد. ۲- اهمیت کیفیت بالا باید به حدی زیاد باشد که مشتری را حاضر به پذیرفتن ریسک خرید یک مصحول گرانتر بدون اطمینان از کیفیت بالاتر کند. ۳- باید یک گروه به اندازه کافی بزرگ از مشتریان آگاه از کالا وجود داشته باشند که به کیفیت اهمیت دهند و برای محصول با کیفیت بالاتر هزینه بیشتری را صرف نمایند.
- استراتژی نفوذ: اگر شرکتی بخواهد محصول خود را وارد یک بازار جدید که در آن رقابت وجود دارد کند، ممکن است کالای خود را با قیمتی پائینتر از حد معمول عرضه کند تا مشتریان را جذب نماید. بسیاری از محصولات مصرفی نظیر صابون وشامپو با این استراتژی وارد بازار میگردند.
- استراتژی قیمتگذاری گزاف (Skimming): اگر شرکتی تنها تولیدکننده و یا فروشنده محصول باشد، میتواند قیمت بالایی را برای محصول خود قرار دهد. البته پس از ورود رقبا به بازار، اتخاذ استراتژی قیمتگذاری رقابتی معمولاً ضروری میشود.
- استراتژی نزول روی منحنی تقاضا: نوعی استراتژی قیمتگذاری نزول روی منحنی تقاضا است. در این تکنیک شرکت تازه تأسیس ابتدا محصول را با قیمت بالا عرضه میکند. سپس پیشرفتهای تکنولوژیک شرکت را قادر میسازد تا هزینهاش را سریعاً پایین آورده و در نتیجه قیمت را سریعتر از رقبا کاهش دهد. نمونه اتخاذ این استراتژی، محصولات کامپیوتری هستند.
شرکتهای خدماتی که سرویسهای خاص و منحصر بفردی عرضه میکنند، میتوانند قیمتهای بالایی را برای خدمات خود قرار دهند. اما برای خدماتی که به صورت یکسان توسط شرکتهای مختلف عرضه میشوند، توجه به تکنیکهای مؤثر قیمتگذاری میتواند باعث سودآوری بیشتر شرکت شود و برعکس قیمتگذاری بر اساس فرض و خیال به گریزان کردن مشتری منجر میشود. برای معین نمودن یک قیمت مناسب، شرکتهای خدماتی باید هزینه مواد، نیروی کار و هزینه بالای سربار را برای هر واحد خدمات بدانند و با اضافه کردن یک سود مناسب قیمت معقولی را پیشنهاد کنند. افزایش قیمت قیمتهای بالاتر تنها در صورتی قابل توجیه هستند که سود را بالا ببرند. برای اینکه قیمتها به صورت مؤثر و مناسبی بالا روند، باید به نکات زیر توجه داشت: ۱- قیمتهای خود را زمانی افزایش دهید که دیگران اینکار را میکنند. ۲- قیمتها را یکباره خیلی افزایش ندهید، مرتباً و در بازههای زمانی کوتاه قیمتها را افزایش دهید. ۳- هنگامی که بعضی قیمتها را افزایش میدهید، بعضی دیگر را کاهش دهید. ۴- علت افزایش قیمتها را به اطلاع مشتریان برسانید. |