Skip to content

Narrow screen resolution Wide screen resolution Auto adjust screen size Increase font size Decrease font size Default font size default color brick color green color

خدمات

خدماتآموزش طرح تجاری، تدوین طرح تجاری، ارزیابی و داوری، تحلیل صنعت، تدوین برنامه بازاریابی، تحقیقات بازار، برگزاری مسابقه طرح کسب و کار، طراحی مدل مالی...

مشتریان

مشتریانمراکز رشد و پارک‌های فن‌آوری، شرکت‌های سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران، متقاضیان وام، متقاضیان ورود به مراکز رشد و پارک‌ها، متقاضیان ورود به بورس اوراق بهادار...

منابع

Sample Image
کتاب الکترونیکی، اسلاید، مقاله، معرفی کتاب، قالب‌ها و نمونه‌های طرح کسب و کار، معرفی نرم‌افزار، معرفی وب‌سایت، معرفی سازمان...
صفحه اصلی
برنامه‌ریزی کسب و کار و پیش‌بینی مالی چاپ ایمیل
فهرست مطالب
برنامه‌ریزی کسب و کار و پیش‌بینی مالی
۱- برنامه کسب و کار (The Business Plan)
۲- برنامه مالی (Financial Plan)

۲- برنامه مالی (Financial Plan)

۲-۱- مقدمه:

برنامه مالی برای موفقیت برنامه کسب و کار شما ضروری است خصوصا اگر با هدف دریافت وام بانکی باشد. پیش‌بینی جریان نقدی(Cash flow Forecasting) قطعا مهمترین قسمت این برنامه است اما سایر اسنادی که در این بخش معرفی می‌شوند نیز از دیدگاه برنامه‌ریزی اهمیت دارند.

۲-۲-تحلیل نقطه سر به سر(Break-even Point):

نقطه سر به سر نقطه‌ای است که درآمد فروش با کل هزینه‌ها و مخارج برابر می‌شود، پس در این نقطه نه سود می‌کنید نه ضرر. با محاسبه این نقطه می‌فهمید که برای فروش چگونه عمل کنید تا در رقابت باقی بمانید. این نقطه شاخصی مناسب از تداوم یک کسب و کار است. این نقطه همچنین می‌تواند برای ارزیابی نحوه و زمان توسعه کسب و کار و برآورد هر گونه مخارج اضافی بکار رود. برا ی تعیین نقطه سر به سر برخی تعاریف کلیدی عبارتند از:

  • هزینه‌های ثابت یا سربار(Fixed Cost Or Overhead):
    هزینه‌هایی هستند که رابطه مستقیم با فروش ندارند. حقوق و دستمزد، تبلیغات، ملزومات اداری و تلفن برخی از این هزینه‌ها هستند که لزوما در ماههای مختلف مساوی نیستند. چیزی که مهم است اینکه شما بدون توجه به میزان فروش، این هزینه‌ها را متحمل می‌شوید.
  • هزینه‌های متغیر(هزینه کالاها)(Variable Cost):
    هزینه‌های واقعی ایجاد محصولات یا تامین خدمات هستند که می‌تواند شامل هزینه مواد، توزیع و نیروی کار تولیدی(خدماتی) باشد.
  • ظرفیت(Capacity): مقدار خروجی محصول یا خدمت شما را تحت کنترل دارد و می‌تواند با تعداد تولید، ‌ساعت کار یا حجم فروش اندازه‌گیری شود. فرمول ذیل برای محاسبه نقطه سر به سر بر حسب تعداد تولید بکار می‌رود:
    نقطه سر به سر بر حسب تعداد تولید= هزینه‌های ثابت تقسیم بر (هزینه متغیر واحد – قیمت واحد)
    Break-Even in Units= Fixed Costs Divided by (Unit Price-Variable Cost)

تذکر: کل سرمایه بصورت وام(اصل و فرع) را بعنوان هزینه ثابت در نظر بگیرید.

مثال:
جان یک سفالگری خانگی دارد که ظروف سفالین مورد سفارش مشتریان را می‌سازد. حداکثر ظرفیت، ۱۵ عدد در هفته است. هزینه متغیر واحد شامل خاک رس مورد نیاز، لعاب و بسته‌بندی حدود ۵۰ دلار برآورد شده است. حقوق جان بعنوان مسوول این کسب و کار ۳۰۰۰ دلار در هفته است(هزینه ثابت). مشخصا قیمت هر واحد بر اساس نقطه سر به سر، برای مقادیر تولید مختلف متغیر است. جدول ذیل را ببینید. محاسبات این جدول بر اساس رابطه نقطه سر به سر بر حسب تعداد تولید، انجام شده است.
مشخصا مشاهده می‌شود که سر به سر یک نقطه نیست بلکه مقدار آن برای هر قیمت فروش فرق می‌کند. اگر قیمت هر واحد ۴۲۵ دلار باشد بایستی قادر به تولید ۸ قطعه در هفته باشیم تا ضرر نکنیم. این مساله در گراف ذیل نمایش داده شده است. منطقه بالای منحنی معرف سود و پایین منحنی معرف ضرر می‌باشد.
قیمت واحد هزینه متغیر کل هزینه ثابت تعداد تولید هفتگی
۶۵۰ ۲۵۰ ۳۰۰۰ ۵
۵۵۰ ۳۰۰ ۳۰۰۰ ۶
۴۷۹ ۳۵۰ ۳۰۰۰ ۷
۴۲۵ ۴۰۰ ۳۰۰۰ ۸
۳۸۳ ۴۵۰ ۳۰۰۰ ۹
۳۵۰ ۵۰۰ ۳۰۰۰ ۱۰
۳۲۳ ۵۵۰ ۳۰۰۰ ۱۱
۳۰۰ ۶۰۰ ۳۰۰۰ ۱۲
۲۸۱ ۶۵۰ ۳۰۰۰ ۱۳
۲۶۴ ۷۰۰ ۳۰۰۰ ۱۴
۲۵۰ ۷۵۰ ۳۰۰۰ ۱۵
 

نقطه سر به سر با حاشیه سود ناخالص(Gross Profit Margin):
در حالتی که تنوع محصولات زیاد باشد مانند خرده‌فروشی، نقطه سر به سر بجای اینکه بر حسب تعداد تولید بیان شود بر حسب درآمد بیان می‌گردد با رابطه ذیل:
فروش نقطه سر به سر= هزینه ثابت تقسیم بر حاشیه سود ناخالص
Break-Even Sales=Fixed Costs Divided by Gross Margin
حاشیه سود ناخالص= (هزینه - قیمت) تقسیم بر قیمت
Gross Margin= (Price – Cost) Divided by Price
مثال:
فردی می‌خواهد یک کادویی راه‌اندازی کند و هزینه ثابت ماهیانه را ۹۰۰۰ دلار تخمین می‌زند. حاشیه سود استاندارد این کسب و کار ۴۵ درصد است، در نتیجه نقطه سر به سر درآمدی از تقسیم ۹۰۰۰ بر ۰.۴۵ یعنی حدود ۲۰۰۰۰ دلار بدست می‌آید.
این فرد باید متقاعد شود که این خرده‌فروشی قادر به کسب حداقل ۲۰۰۰۰ دلار در ماه(یا ۲۴۰۰۰۰ دلار در سال) می‌باشد قبل از اینکه کسب و کار خود را آغاز نماید. قطعا تحقیقات بازار، محل فیزیکی، برنامه‌های ارتقای بازار و ابعاد فیزیکی باید همگی این میزان فروش را پشتیبانی کنند و گر نه کسب و کار به نتیجه نخواهد رسید.

۲-۳-ترازنامه(Balance Sheet):

تصویری گویا از کسب و کار در یک مقطع زمانی است. یک ترازنامه از سه قسمت تشکیل شده است:
داراییها(Assets): چیزهایی که کسب و کار صاحب آن است.
بدهیها(Liabilities): دیونی که کسب و کار باید بازپرداخت کند.
سرمایه(Equity): سرمایه‌گذاری و افزایش سرمایه مالکین کسب و کار
فرمول ذیل همواره برقرار است:  سرمایه + بدهیها = داراییها     Assets = Liabilities + Equity
در هنگام راه‌اندازی یک کسب و کار باید به داراییهای مورد نیاز برای راه‌اندازی فکر کنید و سپس از خود بپرسید چگونه‌ آنها را تامین خواهید کرد. همچنین اگر پول شما برای سرمایه‌گذاری در کسب و کار کافی نباشد باید باقیمانده آن را قرض کنید.

۲-۴-اظهارنامه درآمد(Income Statement Forecast):

هدف از این سند، برنامه‌ریزی درآمدها و هزینه‌های کسب و کار در یک دوره زمانی مفروض است(معمولا یک سال). واژه‌های معادل آن عبارتند از " اظهارنامه درآمد بودجه‌ریزی شده"(Budjeted Income Statement) یا "اظهارنامه درآمد پیشنهادی"(Pro Forma Income Statement). برای تهیه اظهارنامه درآمد، سه فعالیت باید انجام گیرد:
پیش‌بینی و تخمین فروش، پیش‌بینی هزینه کالاها و پیش‌بینی سربار.

شرکت X
ترازنامه
۳۱ دسامبر ۲۰۰۱
داراییها بدهیها
داراییهای جاری بدهیهای جاری
پول نقد ۲۰۰۰ حسابهای پرداختنی ۲۰۰۰
+ موجودی فیزیکی ۱۵۰۰۰ + حقوق و دستمزد ۳۰۰۰
+ حسابهای دریافتنی ۱۲۰۰۰ + اعتبارات ۴۰۰۰
مجموع داراییهای جاری ۲۹۰۰۰ مجموع بدهیهای جاری ۹۰۰۰
داراییهای سرمایه‌ای  بدهیهای بلندمدت 
وسایل نقلیه ۲۰۰۰۰ وامهای مدت دار ۱۰۰۰۰
- استهلاک تجمعی وسائل نقلیه  = (۵۰۰۰) + پرداختنی‌های بلندمدت ۶۰۰۰
ارزش دفتری وسایل نقلیه ۱۵۰۰۰ مجموع بدهیهای بلندمدت ۱۶۰۰۰
تجهیزات ۱۵۰۰۰ مجموع بدهیها ۲۵۰۰۰
- استهلاک تجمعی تجهیزات = (۳۰۰۰)  
ارزش دفتری تجهیزات ۱۲۰۰۰ سرمایه
مجموع داراییهای سرمایه‌ای ۲۷۰۰۰ سرمایه مالکین کسب و کار ۳۱۰۰۰
مجموع داراییها ۵۶۰۰۰ مجموع بدهیها و سرمایه ۵۶۰۰۰
پیش‌بینی فروش(Sales Forecast):
احتمالا سخت‌ترین کار در پیش‌بینی کسب و کار است- خصوصا برای کسب و کارهای در حال شروع. گاهی می‌توان از نقطه سر به سر به عنوان نقطه آغازین برای پیش‌بین فروش استفاده کرد. پیش‌بینی فروش مانند پیش‌بینی هوا نیست بلکه یک آرمان است یک آرمان است که برای کسب و کار خود وضع کرده و سعی می‌کنید به آن برسید. در حالتی که با یک کسب و کار موجود سر و کار دارید باید برای پیش‌بینی به فروش گذشته نگاه کنید. آیا فروش روند صعودی داشته یا نزولی. سپس محصولات جدیدی که باید اضافه شوند یا محصولاتی که باید حذف شوند بررسی می‌گردد.
پیش‌بینی فروش باید منعکس‌کننده استراتژیها و اهداف کسب و کارتان باشد.
پیش‌بینی فروش به روش Unit Method:
ابتدا کلیه محصولات و خدماتی که قصد فروش آنها را دارید لیست نموده و پیش‌بینی تعداد فروش هر یک را بررسی کنید. معیار واحد فروش محصولات در کسب و کارهای مختلف متفاوت است. سپس قیمت فروش هر واحد را تخمین بزنید. سپس با رابطه ذیل پیش‌بین فروش را مشخص کنید:
قیمت واحد * تعداد واحدهای فروش = کل فروش
Total Sales = Number of Unit Sold * Price per Unit
این رابطه به ازای هر محصول یا خدمت محاسبه شده و سپس مجموع فروش محصولات بعنوان کل پیش‌بینی فروش تلقی می‌شود.
پیش‌بینی فروش به روش Sales Method:
گاهی ماهیت کسب و کار طوری است که نمی‌توان پیش‌بینی فروش را برای هر حصول انجام داد. مثلا پیش‌بینی فروش برای هر یک از ۵۰۰۰۰ قلم کالا در یک کادویی امکان‌پذیر نیست. در این حالت می‌توان مستقیما پیش‌بینی درآمد را انجام داد. ابتدا کسب و کار را به دپارتمانها یا گروههای منطقی شکسته و سپس درآمد فروش هر حوزه را جداگانه محاسبه نمایید. مجموع فروش حوزه‌ها، کل پیش‌بینی فروش را نتیجه خواهد داد.
پیش‌بینی هزینه کالاها(Cost of Goods Forecast):
پیش‌بینی هزینه‌ کالاها(یا هزینه فروش) ارتباط مستقیمی با پیش‌بینی فروش دارد چراکه هزینه کالاها مستقیما با تغییر سطح فروش تغییر می‌کند. برای محاسبه پیش‌بینی هزینه کالاها، می‌توانید از روش درصد فروش یا روش هزینه‌یابی واحد استفاده کنید.
روش هزینه‌یابی واحد(Unit Costing Method):
این روش دقیقا شبیه پیش‌بینی فروش Unit Method است جز اینکه بجای قیمت واحد از هزینه واحد استفاده می‌گردد.
هزینه واحد * تعداد واحدهای فروش = هزینه کالاها
Cost of Goods = Number of Unit Sold * Cost per Unit
این کار برای هر نوع کالا انجام شده و سپس مجموع هزینه کالاها بعنوان پیش‌بینی هزینه کالاها در اظهارنامه درآمد وارد می‌شود.
روش هزینه درصدی(Percentage Cost Method):
در برخی کسب و کارها که افزایش و کاهش قیمت تاثیر زیادی دارد، استفاده از روش Cost Complement برای محاسبه هزینه کالاها مرسوم است. این مقدار معادل درصدی از درآمد یا قیمت فروش است که معرف هزینه کالاها است. مثلا اگر هزینه یک قلم کالا ۱۲ دلار و قیمت آن ۲۰ دلار باشد،‌ آنگاه مقدار Cost Complement معادل ۶۰% است(یعنی حاشیه سود ناخالص ۴۰%) شما می‌توانید از این مقدار برای پیش‌بینی هزینه کالاها و سود ناخالص اظهارنامه درآمد استفاده کنید. این مقدار یا از اطلاعات گذشته یا از استانداردهای هر کسب و کاری بدست می‌آید.

پیش‌بینی سربار(Overheads Forecast):

مثالهایی از مخارج سربار عبارتند از:

  • هزینه تبلیغات و ارتقای بازار
  • هزینه وسائل نقلیه
  • شارژهای مالی و بانکی
  • هزینه ارتباطات
  • هزینه استهلاک
  • بیمه
  • هزینه ایاب و ذهاب
  • هزینه اجاره و مالکیت
  • هزینه ملزومات اداری
  • حقوق و مزایا(اگر ثابت بوده و بستگی به میزان تولید و فروش نداشته باشد)
  • هزینه مسافرت
  • سایر هزینه‌ها
  • پاداش یا حقوق پرداختی به مالک کسب و کار

شرکت X
اظهارنامه درآمد
سال منتهی به ۳۱ دسامبر ۲۰۰۱
فروش ۸۴۱۰۰
- هزینه کالاها ۱۵۰۰۰
سود ناخالص ۶۹۱۰۰
هزینه‌ها
تبلیغات ۱۵۰۰
+ استهلاک ۸۰۰۰
+ بهره ۲۰۰۰
+ اجاره ۴۰۰۰
+ مسافرت ۶۰۰
+ حقوق و دستمزد ۷۰۰۰
مجموع هزینه‌ها ۲۳۱۰۰
سود خالص
(سود ناخالص – مجموع هزینه‌ها) ۴۶۰۰۰
- برداشت مالک کسب و کار ۱۵۰۰۰
سود خالص پس از برداشت مالک ۳۱۰۰۰

۲-۵-پیش‌بینی جریان نقدی(Cash flow Forecast):

احتمالا، این سند مهمترین ابزار مالی شماست چراکه به شما نشان می‌دهد چه موقع پول نقد لازم برای راه‌اندازی کسب و کار را باید صرف کنید. همچنین به شما اجازه می‌دهد اقدامات لازم را قبل از رخداد مشکلات تعیین نموده و پیش از راه‌اندازی پروژه جدید، تحلیلهایی از نوع "چه- اگر" انجام دهید. این سند یک برنامه‌ریزی ۱۲ ماهه برای پیش‌بینی دریافتها و پرداختهای یک کسب و کار است.

چرا پیش‌بینی جریان نقدی؟:

معمولا مالکین کسب و کار این کار را در ذهن خود انجام می‌دهند اما ثبت آن روی کاغذ نتایج ذیل را خواهد داد:

  • فرصتی است برای مدیریت موثر جریان نقدی
  • یک زمانبندی برای پیش‌بینی جریان نقدی قابل تعقیب و پیگیری است
  • یک زمانبندی برای حسابهای پرداختنی
  • معیاری است از اهمیت تغییرات غیرمنتظره در محیط و شرایط مثل کاهش فروش، شرایط بد مالی و ...
  • یک لیست کاغذی است از تمام بیلان های پرداختنی که در ذهن شما می‌چرخند و شبها شما را بی‌خواب می‌کنند. لیست کاغذی جریان نقدی، ذهن شما را برای افکار مهمتر پاک‌سازی می‌کند.
  • تخمینی است از مقدار پولی که باید قرض بگیرید تا عملیات روزمره خود را پوشش دهید.
  • یک راهنما برای بستانکاران است مبنی بر اینکه پول کافی برای بازپرداخت بموقع وامها دارید.

دریافتنی‌ها(Receipts):

وقتی به هر دلیل پول نقد وارد کسب و کار شما می‌شود. عمده علل دریافتنی‌ها عبارتند از:

  • فروش نقدی
  • مجموعه‌ای از حسابهای دریافتنی
  • وامهای دریافتی مانند وامهای راه‌اندازی و اعتبارات و ...
  • سهام مالکین

پرداختنی‌ها(Disbursements):

وقتی به هر دلیل پول نقد از کسب و کار شما خارج می‌شود. عمده علل پرداختنی‌ها عبارتند از:

  • مخارج نقدی یا خرید موجودیها
  • مجموعه‌ای از حسابهای پرداختنی
  • بازپرداختهای وامها یا ذینفعان
  • بازپرداخت بدهی‌ها

چگونه جریان نقدی را تهیه کنیم:

جریان نقدی از سه قسمت مجزا تشکیل شده است. دریافتنی‌ها، پرداختنی‌ها و محاسبه جریان نقدی. در جریان نقدی از حروف و علائم اختصاری ذیل استفاده می‌شود:

A-دریافتنی‌ها
B-پرداختنی‌ها مربوط به خرید موجودیها و پیمانکاری/ مقاطعه‌کاری
C-پرداختنی‌ها برای مخارج سربار
D-پرداختنی‌ها برای خریدهای سرمایه‌ای
E-بازپرداخت وامهای بانکی، قرضها و سرمایه‌گذاران
F-محاسبه جریان نقدی

ستون Start-up، تنها برای کسب و کارهای در حال راه‌اندازی:
این ستون برای تمام دریافتنی‌ها و پرداختنی‌ها که بعنوان بخشی از راه‌اندازی کسب و کار تلقی می‌شوند استفاده می‌گردد شامل خرید داراییهای ثابت، مخارج راه‌اندازی، سرمایه اولیه برای آغاز کسب و کار و وامهای بانکی اولیه. حتما هزینه‌های راه‌اندازی را از جاری جدا کنید تا همه بفهمند چرا ممکن است در مراحل اولیه راه‌اندازی کسب و کار مقروض باشید.

A-دریافتنی‌ها:
ابتدا بخش فروش و دریافتنی‌های مالی ناشی از حسابهای دریافتنی وارد می‌شود. سپس سرمایه‌گذاری مالکین و وامهای بلندمدت در ردیف مناسب ثبت می‌گردند.

B-پرداختنی‌ها مربوط به خرید موجودیها و نیروی کاری پیمانکاری/ مقاطعه‌کاری:
هر نوع خرید مواد و قطعات مصرفی بعنوان پرداختنی‌ها برای موجودی ثبت می‌گردد. گاهی برخی شرکتها نیاز به ساخت موجودی دارند چون ظرفیت مفید آنها کمتر از بالاترین میزان فروش ماهانه آنهاست. پس موجودی ساخته می‌شود تا بتوان در پریودهای اوج تقاضا، بطور مناسبی عمل کرد. در این حالت از پیمانکاری/ مقاطعه‌کاری استفاده می‌شود. بایستی بر اساس فروش و تولید، یک پیش‌بینی موجودی تهیه کنید. موجودی ابتدای ماه(B۱.۱) که مقدار آن یا از ترازنامه یا موجودی انتهای ماه قبل بدست می‌آید.
موجودی انتهای ماه(B۱.۲) معرف سطح موجودی هدف انتهای ماه است که بر اساس تقاضای فصلی کسب و کار تعیین می‌شود و به شما اجازه جبران افزایش و کاهش سطح موجودی را می‌دهد.
هزینه مواد(B۱.۳) هزینه مواد مصرف شده از موجودی که به مشتری فروخته شده است.
خریدها(B۱.۴) مقدار موجودی لازم برای افزایش سطح موجودی به سطح هدف مورد نیاز در انتهای ماه
برای محاسبه خریدها از فرمول ذیل استفاده می‌شود:
(B۱.۱)موجودی ابتدای ماه – (B۱.۳)مواد مصرفی + (B۱.۲)موجودی انتهای ماه = (B۱.۴) خریدها
سپس خط موجودی انتهای ماه به موجودی ابتدای ماه بعد منتقل می‌شود و این رویه برای دوره ۱۲ ماهه تکرار می‌شود. اگر خریدهای شما از تامین‌کنندگان بصورت اعتباری است،‌ باید در مقادیر قابل پرداخت(B۱) تعدیل ایجاد کنید بنحوی که خرید در یک ماه و پرداخت آن در ماه دیگری انجام شود.
همچنین نیروی کار مقاطعه‌کاری(B۲) در ارتباط با تولید ماهانه پیش‌بینی می‌شود.

C-پرداختنی‌های مخارج سربار:
بیمه، اجاره، تبلیغات و ... از این دسته‌اند که معمولا ماهیانه وارد می‌شوند. برخی از این پرداختها در هر ماه مشابهند مانند اجاره اما برخی بر اساس الگوی فروش تغییر می‌کنند مانند هزینه تبلیغات. برخی از پرداختهای سربار فصلی هستند مانند اقساط مالیات بر درآمد.

D-پرداختنی های خریدهای سرمایه‌ای:
در این حالت اگر پول دارایی خریده شده بلافاصله پرداخت نمی‌شود، مقدار آن را در ماهی بنویسید که مربوط به تاریخ چک می‌شود.

E-بازپرداخت وامهای بانکی، بدهی‌ها و سرمایه‌گذاری:
دقت کنید که جریان نقدی بین اصل و فرع وامها تفاوتی قائل نمی‌شود و کل پرداخت وامها در جریان نقدی بررسی خواهد شد.

F-محاسبه جریان نقدی:
کل پرداختنی‌ها – کل دریافتنی‌ها + موازنه جریان نقدی ابتدایی = موازنه جریان نقدی انتهایی

Ending Cash Balance = Starting Cash Balance + Total Receipts – Total Disbursements

۲-۶-تامین مالی کسب و کار(Financing Your Business):

دو نوع اصلی تامین مالی وجود دارد: تامین مالی به شکل سرمایه(Equity Financing) و تامین مالی به شکل بدهی(Debt Financing). در روش اول، یک سرمایه‌گذار پول خود را در مقابل دریافت سهم مالکیت، در کسب و کار سرمایه‌گذاری می‌کند و بعنوان یک شریک محدود یا یک سهامدار تلقی می‌گردد. اینکه آیا این روش مناسب و ممکن باشد بستگی به ساختار کسب و کار و ارتباط بین وام‌دهنده و وام‌گیرنده دارد.
در روش دوم، وام دهنده مقداری بهره را برای پول قرض داده شده تعیین می‌کند اما سهم یا سرمایه‌ای در کسب و کار ندارد. بدهی‌ها اغلب از اعتبارات بانکی ناشی می‌شوند اما حالات دیگری چون اعتبار تامین‌کننده(حسابهای پرداختنی) یا اعتبار فروشندگان(خریدهای سرمایه‌ای) را نیز شامل می‌شود.

تامین مالی از طریق بانک(Bank Financing):

بیشتر کارآفرینان برای تامین مالی بخشی از کسب و کار خود سراغ بانک می‌روند. تامین مالی از طریق بانک، نقش اساسی در توسعه کسب و کارهای کوچک ایفا می‌کند. بانکها انواع مختلف تامین مالی را بکار می‌گیرند که دو نوع عمده آنها عبارتند از: اعتبار موقت و وام مدت دار. روش اول برای تامین مالی در هنگام کمبودهای موقت پول نقد در کسب و کار استفاده می‌شود. نرخ بهره اغلب متغیر بوده و بر اساس نرخهای معمول یک کسب و کار محاسبه می‌شوند. اعتبار موقت بیشتر برای تامین مالی داراییهای جاری است. روش دوم وامهایی هستند که در یک دوره ثابت زمانی معمولا بیش از یک سال بازپرداخت می‌شوند. این نوع وامها ممکن است نرخ بهره ثابت یا متغیر داشته باشند بسته به مدت و شرایط وام. اینگونه وامها معمولا برای داراییهای سرمایه‌ای بکار می‌روند گرچه گاهی برای افزایش جریان نقدی(داراییهای جاری) نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند.

معیارهای پرداخت وام:

اکثر بانکها از چهار معیار برای ارزیابی پیشنهادات دریافت وام استفاده می‌کنند:
الف- جریان نقدی: توانایی شما در بازپرداخت وام با پول نقد که بر اساس پیش‌بینی جریان نقدی در BP شما ارزیابی می‌شود.
ب- تضمین و وثیقه(Collateral): ارزش داراییهای داخلی و خارجی سازمان در حراج که با محاسبه ارزش بازار داراییها و مقایسه آن با کلیه بدهیهای سازمان ارزیابی می‌شود. این مساله مشخص می‌کند در صورتی که کسب و کار نتواند وام را بازپرداخت کند چه باید کرد. گاهی یک دارایی خارج از کسب و کار، معرف تضمین وام خواهد بود. این تضمین خارجی ممکن است یک شرکت مرتبط، یا دارایی شخصی مالک کسب و کار باشد.
ج- شخصیت(Character): مواردی در مورد مالکین کسب و کار که باعث می‌شود به ارزش اعتباری آنها معتقد شویم. بانکها اغلب سابقه شخصی مالکین را برای تعیین ویژگیهای اعتباری‌آنها بررسی می‌کنند. همچنین به مهارتهای فنی، مدیریتی و تجاری ارائه شده در BP توجه می‌کنند.
د- تعهد(Commitment): میزان تعهد مالی مالکین کسب و کار که با بررسی سرمایه یا وامهای سهامداران کسب و کار و سابقه آنها ارزیابی می‌شود.

اظهارنامه ارزش خالص فردی(Statement of Personal Net Worth):

این سند معیاری از میزان ثروت مالک یا مالکین کسب و کار است و شبیه یک ترازنامه است جز اینکه داراییها با ارزش بازار ارزیابی می‌شوند.

بدهیها – داراییها(ارزش بازار) = ارزش خالص

Net Worth = Assets(Market Value) – Liabilities

تضمین های فردی برای وام(Personal Loan Guarantees):

وقتی یک شرکت کوچک از بانکی وام می‌گیرد، اغلب باید سهامداران سند تضمین وام را امضا کنند. بدین معنا که اگر شرکت نتوانست وام را بازپرداخت کند، سهامداران باید این کار را انجام دهند. تضمین در اکثر کسب و کارها لازم است. بیاد داشته باشید که این تضمین ها اسناد قانونی بوده و بهتر است قبل از امضای چنین اسنادی وکیل داشته باشید.

 برنامه و تامین مالی ترازنامه پیشنهادی
داراییها
داراییهای جاری
پول نقد ۲۰۰۰ ۱۰۰۰- ۱۰۰۰
موجودی فیزیکی ۱۵۰۰۰  ۱۵۰۰۰
حسابهای دریافتنی ۱۲۰۰۰  ۱۲۰۰۰
مجموع داراییهای جاری ۲۹۰۰۰  ۲۸۰۰۰
داراییهای سرمایه‌ای   
ارزش دفتری وسائل نقلیه ۱۵۰۰۰  ۱۵۰۰۰
ارزش دفتری تجهیزات ۱۲۰۰۰ ۵۰۰۰ ۱۷۰۰۰
مجموع داراییهای سرمایه‌ای ۲۷۰۰۰  ۳۲۰۰۰
مجموع داراییها ۵۶۰۰۰  ۶۰۰۰۰
بدهیها
بدهیهای جاری   
حسابهای پرداختنی ۲۰۰۰  ۲۰۰۰
حقوق و دستمزد ۳۰۰۰  ۳۰۰۰
بدهیهای اعتباری ۴۰۰۰  ۴۰۰۰
مجموع بدهیهای جاری ۹۰۰۰  ۹۰۰۰
دیون بلندمدت   
وامهای بلندمدت ۱۰۰۰۰ ۳۰۰۰ ۱۳۰۰۰
پرداختنیهای بلندمدت ۶۰۰۰  ۶۰۰۰
مجموع دیون بلندمدت ۱۶۰۰۰  ۱۹۰۰۰
مجموع بدهیها ۲۵۰۰۰  ۲۸۰۰۰
سرمایه
سرمایه مالک ۳۱۰۰۰ ۱۰۰۰ ۳۲۰۰۰
مجموع بدهیها و سرمایه ۵۶۰۰۰  ۶۰۰۰۰
 
۳-ضمائم (Appendices):

هدف از ضمائم، تامین اسناد پشتیبان برای ادعاهای موجود در BP می‌باشد. ضمائم ضرورتا خوانده نمی‌شوند اما برای تحقیق و بررسی ادعاها لازمند.

  • رزومه اعضای اصلی شرکت
  • اسناد قانونی مانند اجاره‌نامه‌ها، بیمه و ...
  • موافقت‌نامه‌ها/ تفاهم‌نامه‌ها(سفارشهای بالقوه، تعهدات مشتری، حمایت‌نامه‌ها)
  • نمونه آگهی‌ها و بروشورها
  • اسناد مطالعه بازار
  • سایر موارد

بانکها یا سهامداران ممکن است اسناد ذیل را درخواست کنند:

  • اظهارنامه دارایی خالص فردی(شامل ارزش داراییهای فردی، سرمایه‌گذاری‌ها، ‌پول نقد، وامها بانکی،‌ سایر بدهیها)
  • لیست موجودی( نوع،‌ عمر و ارزش)
  • لیست ابنیه اجاره شده(شرح، زمان ساخت)
  • لیست داراییهای ثابت( شرح،‌ عمر، ارزش بازار فعلی)
  • لیستهای قیمت
  • شرح پوشش بیمه‌ای(سیاستهای بیمه‌ای، مقدار پوشش)
  • خلاصه حسابهای دریافتنی(شامل زمانبندی)
  • خلاصه حسابهای پرداختنی(شامل زمانبندی)
  • کپی توافقهای قانونی( قراردادها، اجاره‌نامه‌ها، توافقات فروش، وامها و اسناد بازپرداخت)
  • سند داراییها(شامل ساختمان، داراییها و تجهیزات و ...)
  • اظهارنامه مالی شرکتهای مرتبط
  • نام وکیل(اطلاعات شخصی)
  • نام و مشخصات حسابداران و حسابرسان

۴- برخی ایده‌ها

  • فکر باز داشته باشید. سعی نکنید کاری را برنامه‌ریزی کنید که نمی‌توانید انجام دهید.
  • انعطاف‌پذیر باشید. در حین ایجاد BP ممکن است ایده‌ها، بازارها، ‌محصولات یا خدمات دیگری به ذهن برسند. آنها را مورد بررسی و جستجو قرار دهید.
  • اشتباهات خود را مکتوب کنید. این راه ارزانتر از تکرار آنها است.
  • برنامه‌ریزی، آرمانها و اهداف خود را بصورت منظم بازبینی کنید.


 
< بعد   قبل >