آموزش طرح تجاری، تدوین طرح تجاری، ارزیابی و داوری، تحلیل صنعت، تدوین برنامه بازاریابی، تحقیقات بازار، برگزاری مسابقه طرح کسب و کار، طراحی مدل مالی...
مراکز رشد و پارکهای فنآوری، شرکتهای سرمایهگذاری، سرمایهگذاران، متقاضیان وام، متقاضیان ورود به مراکز رشد و پارکها، متقاضیان ورود به بورس اوراق بهادار...
| کُچینگ کسب و کار (Business Coaching) |
|
|
|
حوزه کُچینگ به مفهوم امروزی آن در اوایل دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. قبل از ابداع واژه کُچینگ افراد فعال در این عرصه برای خودشان از عناوینی چون مربی، مشاور، راهنما و گاهی واژه دستیار و کمک کننده استفاده میکردند. اکنون حرفه جدید کُچینگ به خوبی شناخته شده و شغل معتبری تلقی میشود و گفته میشود که پس از مشاغل حوزه فناوری اطلاعات (IT)، این حرفه طی سالهای آتی به صنعت شماره دو در حال رشد تبدیل خواهد شد. بر طبق گزارش مجله آمریکایی Start-ups، در حال حاضر کُچینگ حرفه خانگی شماره یک این کشور به حساب میآید. همچنین فدراسیون بینالمللی کُچ (ICF) برآورد میکند که در حال حاضر تقریباً ۱۶ هزار کُچ تماموقت و پارهوقت در سراسر جهان وجود دارد که متوسط درآمد سالانه آنها ۳۵ هزار تا ۱۰۰ هزار دلار و حتی بیشتر در نوسان است و کُچهای حرفهایتر درآمد قابل ملاحظهتری دارند. حوزه کُچینگ عرصه جدیدی بوده و در سراسر جهان در حال رشد است و با ملاحظه این واقعیت که هر فردی میتواند از کُچ و آموزشهای وی بهرهمند گردد، در چند سال آینده شمار کُچهای مورد نیاز به چندین برابر میرسد. کُچینگ نوعی همکاری بین یک کُچ و یک مشتری/ شاگرد است که هدف از این رابطه و همکاری، دستیابی به یک هدف متقابل یا همان هدف مشتری است. به عبارت دیگر، کُچینگ هنر تسهیل فعالیت، یادگیری و پیشرفت فرد دیگری است و بر فرایندهای پیشرفت و رشد مداوم هدف مشتری تمرکز میکند. کُچینگ فرایند همراهی مداوم و حمایت از مشتری برای ثابتقدم ماندن در اهداف و تعهدات خود است و به معنای پیمودن راهی میانبر، فائق آمدن بر ترسها و تقویت و نیرومند ساختن نقاط و ویژگیهای مهم و اساسی است. حرفه کُچینگ مشابه کار یک پزشک، وکیل یا روانشناس است، ولی تفاوت اصلی در این است که کُچینگ یک مشارکت جمعی فعال بوده و بر عمل استوار است. به عبارت دیگر، کُچینگ نوعی مشاوره است، ولی کُچ در زمینه کمک به اجرای مهارتهای جدید و اهداف و تغییراتی که باید واقعاً اتفاق بیافتند، همواره با مشتری و شاگرد خود باقی میماند. رابطه بین کُچ و مشتری مانند یک شریک است و نه یک متخصص یا صاحبنظر. کُچ هر مشتری شریک وی محسوب میشود و به او کمک میکند تا به تمایلات و اهداف مورد نظرش دست پیدا کند. ولی باید از کُچ خود و راهنماییها و قابلیتهایش استفاده کند و نه اینکه بر او تکیه کند. کُچ با حال و آینده مشتری کار دارد و نه با گذشته او. وی با استفاده از اطلاعات گذشته مشتری آیندهای برای او تعریف میکند، اما اصرار و الزامی بر آن ندارد و مسئولیت نهایی اقدام با خود مشتری است. کُچها خوشبین هستند و چیزی را اصلاح و یا جبران نمیکنند. کُچینگ نگاه به آینده و پیشرو دارد، بر استعدادها و قابلیتهای مشتری تمرکز میکند، نقاط ضعف، حذف و نقاط قوت، تقویت میشوند و چشمانداز آتی نکته مهم آن است. کُچها معمولاً به دنبال شاگردان و مشتریانی خوشفکر هستند و تمایل دارند با افرادی کار کنند که به اندازه کافی نیرومند و سرحال باشند تا کُچ و آموزشهای او را برای دستیابی به یک آینده بهتر همراهی کنند. معمولاً افراد به این دلیلها کُچها را مورد استفاده قرار میدهند تا به دانستنیهای بیشتری دست پیدا کنند، میخواهند رشد و پیشرفت داشته باشند و مهمتر اینکه میخواهند آسانتر و سریعتر به این رشد و پیشرفت نائل شوند. کُچ به افراد کمک میکند تا به چنین اهدافی دست یابند. بنابراین در کُچینگ رابطهای بین کُچ و مشتری ایجاد میشود که موجب حرکت میشود، اهداف بهتری تدوین و تعریف میشوند، مشتری مهارتهای جدیدی به دست میآورد و در نتیجه به موفقیت بیشتری میرسد. موفقیت بیشتر وی احتمالاً پول و درآمد بیشتر و یک زندگی رضایتبخش و بهتری را به دنبال خواهد داشت. افراد با استفاده از کُچ جدیتر میشوند، اقدامات و کوششهای آنها مؤثرتر و متمرکزتر میشود، روحیه آنها تقویت میشود و با آرامش و تعادل بیشتری اهداف خود را پیگیری میکنند. سایر مزایای کُچینگ هم برای خود کُچ و هم برای مشتری/ شاگرد عبارتند از:
منبع: فدراسیون بینالمللی کُچ - International Coach Federation - ICF |