|
صفحه 2 از 2 در اینجا چند سوال آورده شده که شما باید هنگام طراحی نقشه بازاریابی مستقیم به آن توجه کنید: ۱- درآمدی که شما در کوتاه مدت و بلندمدت انتظار دارید چقدر است؟ به دنبال چه هستید و چه انتظاراتی دارید؟ ۲- درآمد مورد انتظار شما از یک کالا یا گروهی از کالاها چهقدر است؟ آیا شما از مناطق جغرافیایی گوناگون انتظارت خاصی دارید؟ ۳- برای هرفروش چقدر میخواهید هزینه کنید؟ ۴- الگوی فروش شما چگونه است؟محلی؟ منطقهای؟ در کل کشور؟ بینالمللی؟ آیا میتوانید تبلیغات خود را توسعه دهید تا فروش بیشتری داشته باشید؟ آیا الگوی فصلی وجود دارد که قصد دارید از آن استفاده کنید؟ ۵- آیا محدودیتهای قانونی هست که تبلیغات و بازاریابی شما را تحت تأثیر قرار دهد؟ آیا میتوانید با وجود آنها به کارتان ادامه دهید؟ ۶- پیشینه صنعتای که شما در آن فعالید چیست؟ آیا الگو و فعالیت بازار امسال با سال گذشته تفاوت دارد یا یکسان است؟ و این تفاوت چگونه است؟ ۷- روند تبلیغات و بازاریابی شما در عرض 2 سال گذشته چگونه بوده است؟ آیا به اهداف فروش خود رسیدهاید یا نتوانستهاید موفق شوید؟ چطور اهداف مناسب را تدوین کنید؟ چطور اهداف مناسبی برای خود تعیین کنید؟در زیر یک طرح که در آن شش نکته آورده شده توضیح داده میشود: ۱- اهداف مناسب باید «مشخص» باشند. اهداف مشخص با اعداد بیان میشود نه با درصد شما به آسانی میتوانید با درصدها بازی کنید و با این روش از خط اصلی طرح تخطی میکنید. اما خودتان نمیخواهید و در ضمن به کار خود نیز واقف نیستید. اما اعداد واقعیتها را منعکس میکنند. از اعداد درست برای بیان اهداف استفاده کنید. دقیق و مشخص کار کنید. ۲- اهداف مناسب «قابل سنجش» هستند. به این معنی که میتوانید میزان موفقیت خود را اندازهگیری کنید و از چند وچون آنچه در حال وقوع است، مطلع شوید. به یاد داشته باشید که «بیشتر» مشخص نیست و قابل سنجش نیز نمیباشد. این کلمه مفهوم «زمان» و «ازکی» را منعکس نمیکند. هردوی این مفاهیم برای سنجش میزان موفقیت لازمند. شما باید قادر به سنجش موارد زیر باشید: ۱- تعدادکالاهای فروش رفته ۲- میزان برگشت سرمایه شما ۳- نسبت هزینه به میزان فروش ۴- سهام بازار ۵- میزانی که سود کردهاید. اگر اهداف شما مشخص باشند، میتوانید به درستی آنها را برآورد کنید. شما خواهید فهمید که در شرکت شما چه میگذرد و سود کردهاید یا زیان بنابراین کاری کنیدکه اهدافتان قابل سنجش باشد. ۳- اهداف خوب باید «واقعگرا» باشند. شما نمیخواهید که اهداف خود را طوری تعیین کنید که در عرض 16 ماه محقق شوند و از طرف دیگر دوست ندارید که در عرض 2 ماه به آنها دست یابید. اهداف باید واقعیت را منعکس کند و فقط تجربه به شما یاد میدهد که چطور واقعگرا باشید. اگر به طور خودکار اهدافتان را سال به سال ارتقا دهید و ماهیت طبیعی اهداف را در نظر نگیرید نه عاقلانه است و نه واقعگرا همچنین تعیین مناسب اهداف به شما یاد میدهد که برای نیل به آنها امکانات و منابع خود را در نظر بگیرید. امکانات و منابعی چون کارمندان، زمان، فنآوری و بودجه، اهداف واقعگرا برای خود تدوین کنید. ۴- اهداف خوب از یک «برنامه زمانی» پیروی میکنند. هرگز نباید هدفی تعیین کنید که برنامه زمانی به همراه نداشته باشند اگر مشکلی پیش بیاید به این خاطر است که برای اهدافتان زمان مناسبی تعیین نکردهاید که بتواند تحقق اهداف را پوشش دهد. گاهی اوقات زمان کافی برای تحقق یک هدف اختصاص داده نمیشود. برای انتخاب بهترین شیوه کار وقت کافی وجود ندارد و طرح برای کامل شدن زمان کافی در اختیار ندارد. گاهی اوقات وقتی اهداف تعیین میشوند و زمان کامل شدن آنها تدوین میشود، در روی کاغذ به نظر میرسد که وقت کافی وجود دارد اما یک جای کار میلنگد. کمی بعد میبینید که از برنامه عقب افتادهاید و به محدودیت زمانی برخوردهاید. اگر میخواهید اهداف مناسب داشته باشید، برنامه زمانی مناسب تدوین کنید و از آن پیروی کنید. ۵- به خاطر داشته باشید که اهداف خوب با آنچه که در شرکت یا سازمان شما میگذرد «هماهنگ» است. چون بازاریابی مستقیم تقریباً جدید است، به چشم همه هیجانانگیز میآید بعضیها به آن به چشم راه حلی برای مشکلاتشان نگاه میکنند اما قبل از این که شروع به کار کنید تمامی برنامههای جدید را آزمایش کنی. طوری اهداف را تعیین کنید که بتوانید آنها را در قالب اصلی سازمانتان جای دهید. اهداف باید با تمامی اجزای سازمان و عملکردهایشان هماهنگ باشند. ۶- اهداف خوب «نوشته» میشوند. دلایل چندی وجود دارد که باید اهدافتان را بنویسید. یکی از آنها این است که با نوشتن، منقعی برای رجوع پیدا میکنید. دلییل دیگر این است که به دیگران اجازه میدهید که خط سید شما را دریابند و از چند و چون کار اطلاعات کاملی کسب کنند. هیچ طرح بازاریابی وجود ندارد که نوشته نشده باشد این مطلب حتی در مورد پروژههیا کوچک نیز صدق میکند، بهتر است که طرحتان را با «مداد» بنویسید. چراکه میتوانید به راحتی ان را تغییر دهید. چراکه بازار مرتباًدر حال تغییر است. ممکن است شرکت شما کالای تازهای عرضه کند. از اینرو باید طرح خود را تغییر دهید. اگر اهداف خود را با مداد به روی کاغذ بیاورید، آنها قابل انعطاف خواهند بود. به طور خلاصه شما باید: بدانید که چه میخواهید؛ اهداف خود را معین کنید. تصمیم بگیرید که برای نیل به این اهداف از چه چیزهایی دست خواهید کشید اولویتهای خود را که به آنچه میخواهید مربوطند معین کنی و اولویتهایی را که برای نیل به اهداف لازمند مشخص کنید
۴- هدف را با دقت نشانه بگیرید. ماشه را بکشید و آتش! اینها همان روشی بود که بازاریابی مستقیم عمل میکند. با بازاریابی هدفمند شروع کنید. منبع: روزنامه تفاهم
|