آموزش طرح تجاری، تدوین طرح تجاری، ارزیابی و داوری، تحلیل صنعت، تدوین برنامه بازاریابی، تحقیقات بازار، برگزاری مسابقه طرح کسب و کار، طراحی مدل مالی...
مراکز رشد و پارکهای فنآوری، شرکتهای سرمایهگذاری، سرمایهگذاران، متقاضیان وام، متقاضیان ورود به مراکز رشد و پارکها، متقاضیان ورود به بورس اوراق بهادار...
برنامه مالی
صورت سود و زیان | صورت سود و زیان |
|
|
|
۱- فروش: میزان پولی که از فروش محصولات عاید فروشنده میشود. ۲- بهای تمام شده کالاها یا خدمات فروش رفته: که عبارت است از هزینه تمام شده کالاهای فروخته شده برای یک واحد، ضرب در تعداد واحدهای فروخته شده. هرگز بهای تمام شده کالاهای فروش رفته را افشاء نکنید. بخاطر داشته باشید میزان پولی که برای تولید محصولات خرج میکنید تا بتوانید سودی از فروش آن بدست آورید، یک راز است. ۳- سود ناخالص: که عبارت است از فروش منهای بهای تمام شده کالاهای فروش رفته. البته عدد بدست آمده سود خالص یا نهایی نیست، چرا که هزینههای عملیاتی و مالیاتها را باید از آن کسر کرد. ۴- هزینههای عملیاتی: هزینههایی که برای فعالیت کسب و کار باید پرداخت شود هزینههای عملیاتی نام دارد که عبارتند از: خدمات شهری، حقوق کارمندان، تبلیغات، بیمه، سود بانکی یا کارمزد وامهای دریافتی، اجاره و استهلاک سرمایه. هزینههای عملیاتی به دو دسته تقسیم میشوند: ۵- سود پیش از پرداخت مالیات: که عبارت است از سود کسب و کار قبل از پرداخت مالیات و پس از پرداخت همة هزینهها. ۶- مالیاتها: یک کسب و کار باید مالیات بر درآمد و دیگر انواع حقوق دولتی را پرداخت کند. ۷- سود/ زیان خالص: سود یا زیان پس از پرداخت مالیاتها و سایر حقوق و عوارض. ۱- هزینههای شروع و راهاندازی هزینههای عملیاتی و ستادی ۱- خدمات شهری (آب، گاز، برق، تلفن) هزینههای ثابت، متغیر و بالاسری ۱- هزینههای ثابت: آن دسته از هزینههای عملیاتی هستند که مقدار فروش یک کسب و کار بر آن تأثیری ندارد و ثابت است که از آن جمله میتوان به اجارهبها اشاره کرد. اینکه یک مغازه کفش فروشی ۲۰۰ یا ۳۰۰ جفت کفش در ماه بفروشد، تأثیری در مقدار اجارهبها ندارد، لذا اجارهبها جزء هزینههای ثابت فرض میشود. ۲- هزینههای متغیر: آن دسته از آن دسته از هزینههای عملیاتی هستند که بسته به مقدار فروش تغییر میکنند، ولی نمیتوان آن را مستقیماً به محصول فروش رفته مربوط دانست. فرض کنید که یک مغازه کفش فروشی دارید و به هر فروشنده خود درصدی را به عنوان حق فروش میپردازید. برای مثال به ازای فروش هر جفت کفش ۵.۰۰۰ ریال میدهید. این مبلغ، یک هزینه متغیر است، زیرا بسته به مقدار فروش تغییر میکند. اگر در هفته صد جفت کفش به فروش برسد، باید به فروشندگان خود مبلغ ۵۰۰.۰۰۰ ریال بپردازید و چنانچه ۵۰ جفت کفش به فروش برسد، ۲۵۰.۰۰۰ ریال باید پرداخت کنید. بنابراین هزینههایی که با فروش تغییر نمیکنند، هزینههای ثابت، و هزینههایی که با فروش تغییر میکنند، امّا به یک محصول خاص مربوط نیستند، هزینههای متغیر نام دارند. ۳- هزینههای بالاسری: هزینههای بالاسری، اصطلاحی است محاورهای که برای هزینههای ثابت بکار میرود. "Overhead" از دو کلمه "head و over" به معنای سقف بالای کسب و کار تشکیل شده است. صاحبان کسب و کار برای کاهش هزینههای بالاسری تلاش میکنند، زیرا هر چه که از مقدار هزینههای بالاسری کاسته شود، آنها بیشتر میتوانند دیگر هزینهها را پوشش دهند و یا سرمایه کسب و کار خود را افزایش دهند. سود ناخالص فقط "بهای تمام شده کالای فروش رفته" و بهای خدمات ارائه شده را شامل میشود و هزینههای عملیاتی اداره یک کسب و کار را لحاظ نمیکند. بنابراین بعد از محاسبه سود ناخالص باید "سود خالص" محاسبه شود. سود خالص و سود ناخالص از روابط زیر بدست میآید: بهای تمام شده کالای فروش رفته ـ فروش محصولات و خدمات = سود ناخالص هزینه های عملیاتی ـ سود ناخالص = سود قبل از پرداخت مالیات مالیات و دیگر کسور قانونی ـ سود قبل از پرداخت مالیات = سود خالص ۱- هزینهها: پول و زمانی که باید سرمایهگذاری کنید. ۲- فایده: نرخ بازده پول یا پیشرفت کسب و کار. اگر فایده از هزینهها بیشتر باشد، سرمایهگذاری احتمالاً سودمند خواهد بود. این همان معنای تحلیل هزینه ـ فایده است که به عنوان یک ابزار مهم در کسب و کار محسوب میشود. ۳- هزینه فرصت: تحلیل هزینه ـ فایده بدون دقت نظر روی هزینه فرصت ممکن است نادرست انجام شود. هزینه فرصت همان هزینه "بهترین گزینههای سرمایهگذاری" است. |
| < بعد | قبل > |
|---|